- حملات اسراییل به چهار انبار نفت در اطراف تهران در روز ۱۰اسفند ۱۴۰۴ احتمالاً آسیب بلندمدت زیستمحیطی و سلامتی برای غیرنظامیان به همراه دارد.
- حملات به زیرساختهای عمدتاً غیرنظامی که آسیبهای قابل پیشبینی به غیرنظامیان وارد کنند نقض حقوق بینالملل بشردوستانه و احتمالاً جنایات جنگی هستند.
- به نظر میرسد نیروهای اسراییل آسیب بلندمدت قابل پیشبینی در مجاورت تهران را در محاسبات خود در نظر نگرفتهاند، و باید به این علت مورد بازخواست قرار گیرند.
(بیروت) – دیدهبان حقوق بشر امروز گفت حملات اسراییل به چهار انبار نفت در اطراف تهران در روز ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ احتمالاً آسیب بلندمدت زیستمحیطی و سلامتی برای غیرنظامیان به همراه دارد. حملات به زیرساختهای عمدتاً غیرنظامی که آسیبهای قابل پیشبینی به غیرنظامیان وارد کنند نقض حقوق بینالملل بشردوستانه و احتمالاً جنایات جنگی هستند.
در روز ۱۱ اسفند، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران خبر داد که «چهار تأسیسات ذخیرهسازی و توزیع فرآوردههای نفتی و یک مرکز نقل و انتقال فرآوردههای نفتی در استانهای تهران و البرز مورد حمله هواپیماهای دشمن متخاصم قرار گرفتند». ارتش اسراییل در همان روز در ایکس نوشت که «چندین مجتمع ذخیره سوخت متعلق به سپاه [پاسداران انقلاب اسلامی] را در تهران» هدف قرار داده است.
بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیدهبان حقوق بشر، گفت «حملات ۱۰ اسفند اسراییل به انبارهای نفت در اطراف تهران احتمالاً پیامدهایی مخرب برای محیط زیست و سلامتی افراد برای سالیان طولانی خواهد داشت و احتمالاً جنایت جنگی محسوب میشود». او افزود «به نظر میرسد نیروهای اسراییل آسیب بلندمدت قابل پیشبینی در مجاورت تهران را در محاسبات خود در نظر نگرفتهاند، و باید به این علت مورد بازخواست قرار گیرند».
دیدهبان حقوق بشر مستقیماً یا از طریق اشخاص ثالث با هشت نفر در تهران و کرج و ۹ متخصص سلامتی و محیط زیست درباره آثار این حملات گفتگو کرده و پژوهشگرانش تصاویر ماهوارهای را تحلیل و ویدیوهای مرتبط با حملات را صحتسنجی کردهاند. دیدهبان حقوق بشر در روز ۶ فروردین برای توضیحات بیشتر درباره حملات با مقامات اسراییلی و ایرانی مکاتبه کرد. مقامات ایرانی پاسخ ندادهاند.
مقامات اسراییلی در ۱۰ فروردین پاسخ داده و گفتند حملات «مطابق با اصول تمایز، تناسب، و احتیاط انجام شدهاند». آنها گفتند که انبارهای نفتی مورد حمله «برای تأمین مستقیم سوخت واحدهایی در نیروهای مسلح رژیم، در پشتیبانی از عملیات هوایی نظامی، پهپادها، شناورهای دریایی، و دیگر زیرساخت نظامی تعیین شده بودند».
دیدهبان حقوق بشر تأیید کرد که انبارهای نفت برای اهداف غیرنظامی استفاده میشدند اما نتوانست به این نتیجه برسد که آیا برای پشتیبانی از نیروهای نظامی نیز استفاده میشدند یا خیر. یک منبع آگاه گفت که این انبارهای نفت تنها حاوی بنزین و گازوئیل بودند، که در هوانوردی، پهپاد، یا شناورهای دریایی به کار برده نمیشوند.
دیدهبان حقوق بشر حمله به چهار انبار نفتی را با استفاده از تصاویر ماهوارهای و ویدیوهای صحتسنجی شده تأیید کرد، که موقعیت جغرافیایی بعضی از آنها توسط گروه داوطلبانه GeoConfirmed تعیین شده بود.
تصاویر ماهوارهای از ۱۸ اسفند – بیش از ۲۴ ساعت پس از حملات – نشاندهنده ستونهای بزرگ دود هستند که از انبارهای نفتی شهران، اقدسیه، و شهرری برمیخیزند.
تصاویر ۲۰ اسفند مخازن ذخیره سوخت نابودشده را در انبار نفت فردیس نشان میدهند. دانشگاه علوم پزشکی البرز خبر داد که یک مرکز دیالیز در نزدیکی انبار فردیس طی حمله «طعمه حریق شد و تجهیزات و بنای آن از میان رفت». تصاویر ماهوارهای با کیفیت بالا از ۲۷ اسفند، آسیبی آشکار به یک درمانگاه و یک مدرسه ابتدایی در نزدیکی یک مخزن نفت در انبار نفت فردیس را نشان میدهد.
تصاویر ماهوارهای از ۲۰ اسفند همچنین نشان میدهند که یک ستون دود سیاه از انبار نفت شهرری به سمت مرکز تهران بلند میشود. در تصاویر ۲۶ اسفند دهها مخزن ذخیره سوخت در چهار مکان به وضوح آسیب دیده یا نابود شدهاند، و بلند شدن آتش و دود از انبار نفت اقدسیه دیده میشود.
استاندار البرز گفت حمله به انبار نفت فردیس حداقل شش نفر را کشته و ۲۱ نفر دیگر را مجروح کرده است، که امکان تأیید آنها وجود نداشت. برای سه حمله دیگر هیچ آماری از قربانیان اعلام نشد.
یک زن در شمال تهران به دیدهبان حقوق بشر گفت «فردای روزی که [انبارهای نفت را] زدند، نمیشد آسمان را دید – آسمان سیاه بود».
زنی از شهرک غرب در شمال غرب تهران گفت «شهر شبیه قیامت بود. روی نمای ساختمانهای سفید، ماشینها، کاشیهای حیاط، بتههای گل و گیاه، و گربههای شهر، لایه دوده سیاه نشسته بود».
ساکنان از علائم تنفسی بلافاصله پس از حمله نظیر تنگی نفس، سرفه مداوم، درد سینه، و سوزش پوست و چشم گفتند.
کارشناسان زیستمحیطی و بهداشت گفتند که حملات به انبارهای نفت سبب انتشار آلایندههای خطرناک هوا، هم به صورت گاز و هم به صورت قابل مشاهده، شدهاند که میتوانند آثار سلامتی حاد و مزمن بر ساکنان مجاور داشته باشند، که شاید دههها دوام داشته باشد.
برنامه محیط زیستی سازمان ملل در ۲۲ اسفند گفت «دود سنگین از نفت در حال سوختن، که شامل ترکیباتی خطرناک میشود، حالا مستقیماً توسط مردم ایران – از جمله اطفال – استنشاق میشود و نگرانیهایی جدی درباره آثار بلندمدت بر سلامت انسانی و همینطور زیستمحیطی ایجاد میکند...آلودگی از آتشسوزیهای غیرکنترلشده میتواند همچنین وارد خاک و آب شود، به آبهای زیرزمینی نفوذ کند، و توسط گیاهان حذب شود، و مواد غذایی را آلوده کند».
سازمان جهانی بهداشت گفت این حملات «سبب نگرانی از قرار گرفتن گستره منطقه در معرض آلودگی شده است، و آلایندهها و آلودگیهای سمی که بر سلامت تنفس اثر میگذارند و آب را آلوده میکنند میتوانند آثاری بلندمدت داشته باشند».
بر اساس حقوق جنگ که بر تعارض مسلحانه بینالمللی در ایران قابل اعمال است، حملات باید تنها به اهداف نظامی انجام شوند. طرفهای درگیر باید تمامی اقدامات احتیاطی ممکن را اتخاذ کنند تا آسیب به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را به حداقل برسانند. این امر شامل اجتناب از قرار دادن اهداف نظامی در نزدیکی مناطق پرجمعیت میشود.
انبارهای نفت و دیگر زیرساختهای انرژی اهدافی نظامی فرض میشوند، اما در صورتی که برای پشتیبانی از نیروهای نظامی استفاده شوند میتوانند تبدیل به اهدافی نظای شوند. با وجود این، اگر آسیب مورد انتظار به غیرنظامیان و بناهای غیرنظامی بیش از مزیت نظامی پیشبینی شده باشد، حمله به آنها غیرقانونی و غیرمتناسب خواهد بود.
دستورالعمل کمیته بینالمللی صلیب سرخ مقرر میکند که ارزیابیهای تناسب باید پیامدهای «قابل پیشبینی معقول» زیستمحیطی غیرمستقیم را در نظر بگیرد. این آثار شامل پیامدهای «زنجیرهای» یا بلندمدت بر آب، نظام خوراک، و سلامتی غیرنظامیان است. حمله به اهداف نظامی نیز اگر انتظار برود که آسیب «گسترده، بلندمدت، و شدید» به محیط زیست طبیعی ایجاد کنند، غیرقانونی محسوب میشوند، آسیبی که میتواند ماهها یا سالها ادامه داشته باشد.
نقضهای جدی حقوق جنگ که با نیت مجرمانه – یعنی عامدانه یا از سر بیملاحظگی – دستور داده شده یا انجام شوند، جنایت جنگی هستند.
دیدهبان حقوق بشر گفت علاوه بر کسب اطمینان از این که انبارهای نفتی اهداف نظامی بودند، نیروهای امنیتی باید پیامدهای بلندمدت قابل پیشبینی حملات بر محیط زیست و سلامت افراد را مد نظر قرار میدادند.
نیروهای ایران زیرساخت نفت و گاز در کشورهای دیگر از جمله بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی، و امارات متحده عربی را هدف گرفتهاند.
صبا گفت «باید به اسراییل، و همچنین آمریکا و ایران، تذکر داده شود که حقوق جنگ حفاظتهایی مشخص برای محیط زیست مقرر میکند». او اضافه کرد «حملاتی که زیرساخت نفت و گاز را هدف میگیرند احتمالاً میلیونها نفر را برای مدتها پس از خود تعارض تحت اثر میگذارند».
انبارهای نفت در اطراف تهران
نیروهای اسراییل در روز ۱۶ اسفند به چهار انبار بزرگ نفت در تهران و اطراف آن حمله کردند: انبار نفت شهرری، که درست در شرق پالایشگاه نفت تهران در جنوب این شهر واقع شده است؛ انبار نفت شهران در شمال غربی تهران؛ انبار نفت اقدسیه در شمال شرقی تهران؛ و انبار نفت فردیس در کرج در استان البرز در حدود ۴۸ کیلومتری غرب تهران. نیروهای اسراییل در خرداد ۱۴۰۴ انبارهای نفت شهرری و شهران را هدف گرفته بودند.
مقالات منتشر شده در رسانههای داخلی ایران بین ۱۳۹۹ و ۱۴۰۴ و اطلاعیه شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران در شهریور ۱۴۰۴ حاکی از این هستند که انبار نفت شهران یک مکان عمده ذخیره و توزیع سوخت، از جمله بنزین برای ماشینها بوده است. صدها کامیون به طور روزانه سوخت را از این تأسیسات به پمپهای بنزین در سراسر تهران، به ویژه در شمال، شمال غربی، و مرکز شهر منتقل میکردند.
این تأسیسات در سال ۱۳۵۳ در اطراف شهر ساخته شده بود اما تا سال ۱۳۹۹، در اثر رشد چشمگیر جمعیت تهران، این مکان بدل به منطقهای مسکونی و تجاری شده بود. ساکنان و اعضای شورای شهر بارها از ریسکهای جدی برای جمعیت این منطقه، در صورت رخ دادن حادثهای برای این تأسیسات ابراز نگرانی کرده بودند.
یک مهندس سابق شرکت پالایشگاه تهران گفت این انبارها بنزین و گازوئیل مورد استفاده برای زندگی روزمره - «ماشین، کامیون، کشاورزی» - را ذخیره میکردند. او گفت این انبارها مشتقات سوخت و پتروشیمی از نفت خام یا تقطیر گاز طبیعی، مثل نفت سفید و نفتا، را که کاربردهای مشخص صنعتی و پیشرانش هوافضایی دارند و احتمال استفاده نظامی در آنها بیشتر است ، ذخیره نمیکردند. با وجود این، محصولات نفتی در این انبارهای نفتی میتوانست همچنان مورد استفاده نیروهای نظامی قرار گیرد.
بخش بعدی به آثار کوتاهمدت و بالقوه بلندمدت حملات ۱۶ اسفند به انبارهای نفت بر سلامتی افراد و محیط زیست میپردازد.
باران سیاه و اسیدی
یکی از ساکنان تهران آثار فوری حمله را اینطور شرح داد:
«بعد از انفجار در شب، بعضی از قسمتهای تهران روز شد. آسمان قرمز شد و ابرهای سیاه به تدریج شهر را پوشاندند. خیلی از آدمها روی بام بودند و شعلهها و دود را تماشا میکردند. اما اولین برخورد با عمق فاجعه صبح روز بعد بود. وقتی انتظارش را داشتیم، آسمان روشن نشد. ساعت هشت صبح، آسمان مثل نیمه شب بود».
ساکنان تهران و کرج به شکلی گسترده خبر از غبار سیاهی دادند که ماشینها، حیوانات، گیاهان، و دیگر سطوح بیرونی را پوشانده بود. کارشناسان محیط زیست گفتند که به احتمال زیاد کربن سیاه، یا دوده، بوده است که برای سلامت انسان و محیط زیست بسیار خطرناک است.
دیدهبان حقوق بشر موقعیت جغرافیایی یک ویدیو از ۱۷ اسفند از یک گزارش سیانان را تعیین کرد که آسمانی سیاه و تراسی خیس، بر ساختمانی در شمال تهران، با حدود ۱۰ کیلومتر فاصله از انبارهای نفت شهران و اقدسیه، را نشان میدهد که با مادهای شبیه به دوده پوشانده شده است، و گزارشگر میگوید شبیه آب باران مخلوط با روغن است. یک زن گفت که دوستش در تهران گفته بود بعد از حمله «همه گربهها سیاه بودند». یک نفر دیگر گفت که گربههای شهر شبیه این بودند که «با دوده سنگین غوطهور شده بودند». یک عکس از تهران نیز گلهای یاس پوشیده شده از غبار سیاه را نشان میدهد.
روز پس از حمله، افراد زیادی در شبکههای اجتماعی، و همچنین سازمان جهانی بهداشت، خبر از باران سیاه و اسیدی در تهران و کرج دادند. یکی از ساکنان تهران پس از حمله به دخترش گفت «آسمان سیاه بود و صبح نمیتوانستم خورشید را ببینم». او گفت باران روز بعد لکههایی سیاه بر عینکش به جای گذاشت.
آرمین سروشیان، استاد مهندسی شیمی و محیط زیست در دانشگاه آریزونا، گفت بر اساس عکسها و گزارشهای پس از حمله از تهران، مشخص است که «دوده، که به نام کربن سیاه نیز شناخته میشود، در هوا وجود داشته است. بیشتر ذرات دیگر، نور را جذب نمیکنند و به همین دلیل سیاه به نظر نمیرسند». او همچنین گفت که باران اسیدی که افراد در روز بعد گزارش کرده بودند، به احتمال زیاد با دوده شایع در هوا در آن زمان مخلوط شده بوده است.
باران اسیدی بارش مواد شیمیایی آسیبزا و اسیدی از جو است. کرسیتین لیندمایر، سخنگوی سازمان جهانی بهداشت، در رابطه با وضعیت تهران در ۱۹ اسفند گفت «باران سیاه و اسیدی که با آن میآید البته یک خطر برای جمعیت است».
یک زن ساکن شهرک غرب گفت که در شمال تهران «مردم ماسک زده بودند و به همدیگر رد دوده سیاه بر لباس و صورتهایشان را نشان میدادند». او گفت افراد از نفس کشیدن اظهار نگرانی میکردند و میترسیدند که لایه سیاه ریههایشان را پوشانده باشد. او گفت «کمی بعد باران شدید شروع شد. قطراتی سیاه از سقف ماشینهای توی خیابان میریخت. شهر مثل زنی گریان بود که آرایشش بر صورتش لکه انداخته است».
یک دانشجوی ساکن کرج گفت ریههایش به خاطر آسم «کلاً حساس» هستند و و وقتی که بعد از این حمله به بیرون رفت «سرفه شدید و مداومش تا ظهر روز بعد ادامه داشت.»
یک استاد مهندسی انرژی خودکفا گفت قابل پیشبینی است که چنین حملهای « وضعیت اضطراری آلودگی هوای حاد و فراگیر در شهر ایجاد کند»، که حداقل برای چندین ساعت تمام شهر تهران را در بر گیرد و بر ده میلیون نفر ساکن این شهر، تاثیر بگذارد.
در حالی که دانشجوی ساکن کرج و دیگران گفتند که بعد از چند روز باران هوا به نظر پاکتر به نظر میآمد، وزارت بهداشت ایران توصیه کرد که افراد «در منزل بمانند و به صورت غیرضروری در فضای باز قرار نگیرند» و از فعالیت ورزشی و پیادهروی در پارکها خودداری کنند.
جمعیت هلال احمر ایران درباره آلودگی هوای شیمیایی و سمی منجر به باران اسیدی هشدار داد و گفت باران اسیدی بسیار خطرناک است و میتواند منجر به سوختگی شیمیایی پوست و آسیب به ریهها شود. به دنبال این هشدار دو اطلاعیهآموزشی صادر شدند که به ساکنان توصیه میکردند اقداماتی احتیاطی نظیر شستشوی مداوم پوست با آب سرد در صورت تماس باران با پوست، شستشوی بینی و گلو پس از باران، حتی برای کسانی که منزل خود را ترک نکرده بودند، و خودداری از خروج از منزل بلافاصله پس از باران را اتخاذ کنند.
تهدیدها به محیط زیست
یک ساکن تهران در پیامی صوتی بعد از حملات گفت «فاجعه است، فاجعه. خیلی آلوده است. تهران زیر ابر شیمیایی سیاه است. خیلیها مسموم شدهاند. من خودم نمیتوانم درست نفس بکشم و مجبور شدم یک اسپری بگیرم. سوزش در چشم و گلو [هم دارم]».
دیدهبان حقوق بشر با شش کارشناس محیط زیستی و مهندس با شناخت از زیرساخت انرژی ایران درباره آلایندههایی گفتگو کرد که ممکن است در نتیجه حمله به انبارهای نفت به هوا وارد شده باشند.
هانس پیتر هاینریش آرپ، شیمیدان زیستمحیطی در دانشگاه نروژی علم و فناوری، گفت «دو موج آلودگی از باران سیاه در پیش خواهد بود»او اول به افزایش بلافاصله در معرض سم قرار گرفتن از طریق هوا، آب، و پوست اشاره کرد، و سپس به گسترش بلندمدت مواد شیمیایی پر خطر – شامل آلایندههایی از دود نفت و کف آتشنشانی –که جمعیتهای مجاور را تحت تأثیر قرار خواهند داد. او اضافه کرد «اگر جنگی نبود، بهترین کاری که میشد کرد این بود که به طور فعالانه تلاش شود تا بیشترین حد ممکن ااین توده آلاینده حذف و پیش از گسترش مهارشود، کاری که حتی وقتی خطر تهدید بمباران مجدد وجود نداشته باشد هم دشوار است».
یک مهندس انرژی خودکفا گفت سوختن بنزین و گازوئیل در «وضعیت آتش گرفتن مخزن» به احتمال زیاد آلایندههایی نظیر «ذرات معلق ریز و فوق ریز، کربن سیاه یا دوده، ترکیبات آلی فرار، منوکسید کربن، اکسیدهای سولفور، اکسیدهای نیتروژن، آلدئیدها، ترکیبات آروماتیک نظیر بنزن و هیدروکربن آروماتیک چندحلقهای مشتق از احتراق» وارد هوا میکند. او و دیگر کارشناسان همچنین گفتند که باران سیاه، ناشی از «احتراق ناقص محصولات نفتی» است که شامل آلایندههایی، از جمله مواردی که او به آنها اشاره کرده بود.
کارشناسان محیط زیست گفتند این آلایندهها برای محیط زیست به شدت خطرناک هستند. آنها درباره پیامدهای بالقوه و بلندمدت بر اکوسیستم و زنجیره غذایی که ممکن است از این حملات ناشی شوند، هشدار دادند
سروشیان در توضیح آثار بلندمدتترباران اسیدی گفت «مسئله اصلی درباره اکوسیستمهاست. بیشتر [باران اسیدی] به زمین میرسد، زمین خاک یا راه آب دارد. میتواند پیاچ هر پهنه آبی که داری را کم کند، و اگر به خاک برسد، میتواند وارد آبهای زیرزمینی شود و هر چه لمس میکند را اسیدی کند».
کاوه مدنی، مدیر مؤسسه آب، محیط زیست، و سلامتی دانشگاه سازمان ملل، آثار ممکن پاییندست آلایندهها را چنین شرح داد: «اگر سمی باشند، بر آب و بنابراین کشاورزی و نظامهای غذایی اثر میگذارند». او گفت آلودگی «بر پوست، گیاهان، سگها، پرندهها، گربهها، همه چیز، اثر میگذارد. و باران میتواند همه چیز را بدتر کند؛ در محیط زیست میماند...شاید هم وارد آبهای زیرزمینی و خاک شده باشد».
آرپ، شیمیدان زیستمحیطی، گفت «دود [مواد سمی رهاشده] با انتشار آلایندهها گسترش پیدا میکنند، و برای دههها خطری بلندمدت برای خاک و آبهای زیرزمینی [تهران] هستند». او گفت پس از پاکسازی سطح برای محدود کردن گسترش آلودگی باید اقدامات حفاظت بلندمدت از آبهای زیرزمینی انجام شوند که میتوانند شامل شیوههای پمپاژ و تصفیه – که در آنها آبهای زیرزمینی استخراج میشوند تا مواد آلاینده جدا شوند – یا نصب موانع زیرسطحی برای جلوگیری از گسترش بیشتر باشند.
پیامدهای ممکن سلامتی
علاوه بر آثار فوری حملات بر سلامتی، چندین نفر در تهران مشکلات مداوم سلامتی خود در روزها و هفتهها بعد را شرح دادند.
یک زن گفت که خواهر چهل و چند سالهاش که در تهران زندگی میکند، و هیج مشکل سلامتی نداشته، باید اندکی پس از حمله راهی بانک میشده است. او گفت که ماشینش را در نزدیکترین فاصله ممکن از بانک پارک کرده است تا لازم نباشد در هوای آلوده زیاد راه برود، اما پس از چندین قدم ریههایش درد گرفتند. خواهرش گفت «تا امروز [بیش از یک هفته بعد] هنوز ریههایش درد میکنند».
دیدهبان حقوق بشر با شش کارشناس سلامتی و محیط زیست درباره پیامدهای کوتاه مدت و بلندمدت حملات به انبارهای نفت بر سلامتی گفتگو کرد. همه گفتند که این پیامدها پیشبینیهایی بر اساس درکشان از آلایندههایی است که احتمالاً در اثر حملات منتشر شدهاند، اما پیشبینیهای دقیقتر نیازمند دادههای بیشتر هستند.
آرپ در پستی در شبکههای اجتماعی گفت «آلودگی یک نوع سلاح مزمن است – نوعی که بعد از توقف تفنگها هم همچنان به کشتن ادامه میدهد» و بر پیامدهای احتمالاً بلندمدت برای سلامتی تأکید کرد.
باران اسیدی احتمالاً نشانگر میزان بالای آلایندههای هوای آسیبزننده به سلامتی انسان است. آلایندههای هوا که محرک معمول باران اسیدی هستند، عمدتاً از طریق احتراق سوختهای فسیلی تولید میشوند، میتوانند پس از استنشاق آثار منفی عمیقی بر سلامتی بگذارند، خطر وضعیتهای حاد سلامتی نظیر حملات قلب و آسم را افزایش داده و به بیماریهای مزمن تنفسی و قلبی عروقی و اختلالهای عصبی شناختی در کودکان دامن بزنند.
اوون دربیشایر، یک دانشمند محیط زیست در دیدهبان تعارض و محیط زیست مستقر در انگلیس گفت «در واقع کربن سیاه و فلزات هستند که خطراتی ادامهدار از رسوب و تعلیق مجدد با باد و ورود به ریه افراد ایجاد میکنند».
یک مهندس انرژی خودکفا، درباره تحلیل سازمان جهانی بهداشت از خطرهای ممکن ناشی از قرار گرفتن در معرض آلایندههای احتمالی منجر شده از حمله گفت «برای تهران مهم است چون گزارشهای گسترده رسوب دوده حکایت از این دارد که ساکنان نه تنها در معرض دود مزاحم، بلکه در معرض غلطت بالای ذرات ریز با اهمیت قابل توجه در بحث سلامت قرار گرفتهاند».
لیندمایر از سازمان جهانی بهداشت گفت او به گزارشهای مقامات کشوری درباره اندازهگیری غلطت آلایندهها دسترسی نداشته است. با وجود این، قرار گرفتن در معرض آلایندههایی که به احتمال زیاد از حملات بر انبارهای نفت ساطع شدهاند، «در کوتاه مدت باعث سورش ریه و چشمها میشود» و میتواند در بلندمدت منجر به بیماریهای مزمن نظیر «بیماریهای مزمن تنفسی، بیماریهای قلبی عروقی، سرطان – به ویژه سرطان ریه – و پیامدهای نامطلوب بارداری شوند».
آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا پیش از این گفته بود که «ذرات ریز [از جمله کربن سیاه] میتوانند وارد عمق ریهها شوند». این آژانس همچنین گفته بود که قرار گرفتن در معرض این ذرات ریز «میتواند سبب مرگ زودس و آثار آسیبزننده بر سیستم قلبی عروقی (قلب، خون، و رگها) شود».
برنامه محیط زیست سازمان ملل در اطلاعیه ۲۲ اسفند خود به تجربه از دیگر تعارضها اشاره کرد که خطر جدی سلامتی ناشی از قرار گرفتن در معرض دود، ذرات معلق، و انتشار گازهای سمی را نشان میدهد.
سمیرا برزین، یک پژوهشگر ارشد در مؤسسه تغییر زیستمحیطی در دانشگاه آکسفورد، گفت در حالی که دادهای از آثار حمله نیروهای اسراییل بر انبار نفت شهران در خرداد ۱۴۰۴ بر سلامتی در دست نیست، معمولاً «میزان بسیار بالایی از سرطان خون در کودکان از مناطق مجاور تأسیسات نفتی» وجود دارد. او اضافه کرد که حملات هوایی به انبارهای نفت ایران منجر به قرار گرفتن بیش از پیش در معرض این ذرات آسیبزننده میشود زیرا این حملات «سبب پخش میزان بسیار بیشتری از این ذرات در هوا میشوند».
سازمان جهانی بهداشت به نظارت بر سلامتی در جمعیتهای تحت اثر، ارزیابی میزان در معرض قرار گرفتن در سطح زمین، اطلاعرسانی به افراد در مناطق تحت اثر درباره خطرها و اقدامات حفاظتی، حفاظت از منابع آب آشامیدنی، و تقویت ظرفیت درمانگاهی برای حجم موارد پیشبینی شده تنفسی و قلبی عروقی توصیه میکند.