مسعود باستانی یکی از حداقل 65 تن روزنامه نگار، وبلاگ نویس و فعال رسانه¬های اجتماعی است که در ایران پشت میله¬های زندان به سر می¬برد. وی دوره محکومیت 6 ساله خود را در زندان رجایی شهر کرج می گذراند.

روز 31 ژوئیه یک روزنامه نگار برجسته ایرانی در توئیتر اعلان کرد: «مامان صبا هم به توئیتر آمد.» اکرم محمدی مادر صبا آذرپیک در مورد دوران 65 روزه­ی  بسیار سختی که صبا دربازداشت پیش از محاکمه در مکانی نامعلوم گذرانده بود در مصاحبه ای صحبت کرد. روز 28 ماه مه مقامات امنیتی با هویتی نا معلوم صبا، یکی از روزنامه نگاران تهران، را دستگیر کردند.

چند ساعت بعد از حساب کاربری توئیتر این پیام ارسال شد: «آقای روحانی شما به مردم قول دادید تا دیگر به خاطر نوشتن و اطلاع رسانی فرزندانمان بازداشت نشوند... پس چی شد؟»

در حالی­ که یک سال از به قدرت رسیدن حسن روحانی رئیس جمهوری وقت در تاریخ 4 اوت 2013 با وعده به ایجاد اصلاحات می گذرد آزادی جهت روزنامه گاری و دیگر فعالیت­های رسانه ای همچنان متزلزل است. صبا آذرپیک یکی از قربانیان فعلی محیط امنیتی کشور است که بی اندازه سهمگین تر از پیش است.

خوشبینی اولیه به تدریج رنگ می بازد

وقتی روحانی به قدرت رسید نگرش خوشبینانه­ اما محتاطانه ای در مورد بهبودی همه امور وجود داشت اگرچه باور عمومی بر آن بود که ممکنست این بهبودی فرایندی آهسته باشد. با توجه به اینکه روحانی به دفعات ترجیح خود برای وجود محیط رسانه ای آزادانه تر را نشان داده بود آزادی و بهبودی فضای رسانه ای بیش از هر امر دیگری مطمح نظر و انتظار عموم بود. تعداد روزافزون ایرانیان از جمله اعضای گروه حاکم همچون رئیس جمهوری، حسن روحانی، رهبری، آیت الله علی خامنه ای و وزیر امور خارجه، محمدجواد ظریف به سایتهای اجتماعی مانند توئیتر، فیس بوک و یوتیوب پیوستند اگرچه با توجه به مسدود بودن این سایت­ها در ایران این اقدام آنان تا حدی سبب تعجب گردید.

همچنین خبرنگاران خارجی بیشتری از ایران گزارش تهیه می­کردند. روزنامه­های محلی با مقامات دولت آمریکا مصاحبه کردند و روزنامه نگاران بیشتری با همکاران خود در سایر کشورها از طریق فیس بوک و توئیتر آغاز به تماس کردند. مخصوصا در نیم سال اول دوره ریاست جمهوری روحانی به نظر رسید نسبت به دوران سابق تعداد کمتری از روزنامه نگاران دستگیر می­شوند. حتی وزرای کابینه روحانی نیز در خصوص مساله سانسور توسط دولت به گفتگو پرداختند.

اکنون به نظر می­رسد آن دوران شیرین به پایان رسیده است.

سرکوب رسانه ها

نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در ماه­های اخیر روزنامه نگاران و فعالان رسانه­های اجتماعی را هدف قرار داده اند. همچنین به نظر می رسد دادگاه­های انقلاب بر اساس اتهامات مبهم و بسیار آشنای مرتبط با امنیت ملی همچنان محکومیت­های سنگین برای این فعالان صادر می­کنند. این اتهامات عبارتند از: «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «نشر اکاذیب» و «توهین» به مقامات دولتی.

طبق گزارشات صبا آذرپیک بر اثر همین اتهامات مبهم مرتبط با امنیت ملی محاکمه می­شود. مادر صبا معتقد است علت تحمیل بازجویی­های بسیار سخت بر دخترش اینست که صبا در آوریل سال جاری حمله ظالمانه گاردهای زندان اوین تهران به زندانیان را گزارش کرد.

حداقل 10 روزنامه نگار دیگر همچون آذرپیک از ماه مه سال جاری به دلیل انجام کار خود دستگیر، بازداشت و برای گذراندن دوره محکومیت خود احضار شدند. این لیست دو گزارشگر دیگر، جیسون رضائیان، خبرنگار واشنگتن پست، و همسرش، یگانه صالحی، را نیز که برای ناسیونال که در دوبی مرکزیت دارد فعالیت می­کند در بر می­گیرد.  اطلاعات چندانی در مورد علت دستگیری، محل نگهداری و نحوه رفتار با آنها در دست نیست.

وضعیت فعالان رسانه­های اجتماعی نیز از این بهتر نیست. در تاریخ 31 ژوئیه سال جاری محمدی برای خود حساب کاربری توئیتر باز کرد  تا برای آزادی دخترش فعالیت کند. وبسایت سهام نیوز، نزدیک به چهره مخالف و کاندیدای سابق ریاست جمهوری، مهدی کروبی، گزارش کرد که مقامات 7 تن از فعالان رسانه­های اجتماعی را در شهر مشهد واقع در شمال شرق ایران دستگیر کردند. کروبی به همراه 4 تن از دیگر چهره­های مخالف به دنبال انتخابات بحث برانگیز 2009 به بازداشت خانگی در آمد و تا به امروز نیز در بازداشت به سر می­برد در حالی که اتهام وی مشخص نشده است.

حدود بیش از یک ماه زودتر یک شعبه دادگاه انقلاب در تهران 8 فعال فیس بوکی را به جمعا 127 سال زندان محکوم کرد. علت این محکومیت ظاهرا اتهاماتی همچون توهین به مقامات دولتی یا انتقاد از آنها و نیز توهین به «مقدسات» ذکر شده است. همپنین 7 جوان نیز دستگیر شدند. علت دستگیری آن­ها مشارکت در تهیه یک ویدئو بود که آنها را در ماه مه سال جاری در حال رقص با یک موزیک معروف در یوتیوب نمایش داد. این جوانان پس از اجبار به «اعتراف» به «جرمشان» آزاد شدند. در حمایتی کم سابقه از دستگیر شدگان حسن روحانی، رئیس جمهوری، در توئیتر در پیامی به این مضمون اعلام کرد: شادی حق مردم ماست. ما نباید روی رفتارهای ناشی از شادی خیلی سختگیری کنیم. سازمان گزارشگران بدون مرز می­گوید با وجود 65 تن در آن سوی میله­های زندان ایران یکی از بزرگترین زندان­های جهان برای روزنامه نگاران و فعالان اینترنتی است.

وضعیت کلی حقوق بشر بهبودی نیافته است

پسرفت وضعیت آزادی رسانه­ها تضییع نگران کننده حقوق بشر را در ایران نشان می­دهد. در طول سال گذشته گام­هایی در مسیر بهبود حقوق بشر برداشته شد اگرچه وضعیت حقوق بشر در کشور به صورت پایدار بهبود نیافت. مثلا می­توان به کوشش نا پخته دولت روحانی برای آغاز مذاکره عمومی در مورد منشور حقوق شهروندی اشاره کرد.

در واقع مروری بر حوزه­های اصلی نیازمند به اصلاحات در حقوق که در نامه سرگشاده سازمان دیده­بان حقوق بشر در اوت 2013 به رئیس جمهوری وقت، حسن روحانی، مطرح شد تصویر شومی از وضعیت موجود را نشان می­دهد. در حقیقت در دوران روحانی تغییرات چندانی رخ نداده و در چندین عرصه وضعیت از پیش وخیم تر نیز شده است. تعداد اعدام­ها از جمله برای افرادی که در سن زیر 18 سال مرتکب جرم شدند و مجازات­های غیر انسانی از قبیل شلاق و قطع عضو به سرعتی هولناک ادامه دارند. تعداد بسیاری از زندانیان سیاسی که به دنبال انتخابات ریاست جمهوری 2009 دستگیر شدند هنوز در بازداشت به سر می­برند.

وضعیت برای اقلیت­های مذهبی نیز وخیم است. تا دسامبر 2013 حداقل 136 بهائی صرفا به جهت فعالیت­های صلح آمیز خود در زندان به سر می­برند. مقامات همچنین بسیاری از سازمان­های حقوق بشری مستقل، اتحادیه­های کارگری و گروه­های حرفه ای از جمله انجمن روزنامه نگاران ایرانی را از کار ممنوع کردند. همچنین به نظر می‌رسد دولت در زمینه حقوق زنان بویژه حقوق باروری آن‌ها پسروی کرده است.

چه کسی را باید سرزنش کرد؟

پس چنانکه محمدی در 31 ژوئیه روی توئیتر روحانی را مورد خطاب قرار داد وعده­های روحانی در طول کمپین انتخاباتی خود و پس از آن به ایجاد اصلاحات در زمینه حقوق بشر چه شد؟ دلائل بسیاری برای تداوم بحران حقوق بشر در ایران وجود دارد. یکی از آن­ها اینست که دولت روحانی در صدد صرف سرمایه سیاسی خود در یک معامله هسته ای با ایالات متحده آمریکا وسایر دولتهای 1+5 بر آمد. بسیاری از ایرانیان از جمله فعالان برجسته حقوق بشر نیز این حرکت را مورد حمایت قرار داده، اولویت دانستند.

مهمتر از همه این که شاید قدرتمند ترین نهادها و سازمان­های کشور از قبیل نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ورای کنترل دائمی و نزدیک ریئس جمهوری و کسانی هستند که وی آنها را منصوب می کند و لذا  بیشتر به صورت خودسرانه عمل می کنند. این نهادها همراه با دستگاه قضائی کشور عمل می کنند که به طور سیستماتیک و با مصونیت با اعمال قوانین قضائی حقوق بشر را نقض می­کند. موج اخیر دستگیری­ روزنامه نگاران و فعالان رسانه­های اجتماعی می­تواند حاکی از یک جنگ سهمگین قدرت در پشت صحنه باشد. جنگی که در آن رئیس جمهوری و اصلاح طلبان را در مقابل تندروهای فعال در بخش امنیتی و اطلاعاتی قرار می­دهد که قصد دارند از حقوق بشر برای واژگون کردن کوشش­های روحانی جهت موفقیت در گفتگوهای هسته ای استفاده کنند و چهره روحانی را به عنوان یک معتدل مخدوش سازند.  

همه این­ دلائل ممکنست صحت داشته باشند. اما  نمی­توانند درد محمدی و هزاران ایرانی دیگر را که توسط دولت خود از نقض فاحش حقوق بشر رنج می­برند مرهم نهد. حقیقت اینست که روحانی صاحب عالیترین مقام رسمی کشور است. او با برنامه و مسئولیتی عظمی قدرت را به دست گرفت و سوگند یاد کرد به قانون اساسی وفادار ماند. وی و کابینه اش را باید مسئول دانست.

بنابراین در حالی که جامعه بین المللی از جمله گروه­های حقوق بشری باید فشار بیشتر و مستقیم خود را روی آن­هایی که مسئول اکثر موارد نقض حقوق بشر هستند گذارند، نباید روحانی و کابینه وی را نیز از نظر دور دارند. تا زمانی که روحانی قاطعانه و با عباراتی روشن تر و دقیق تر بر علیه موارد نقض حقوق بشر در ایران سخن نگوید مادران ایرانی مانند محمدی همچنان از وی خواهند پرسید: پس آن وعده­ها چه شد؟

فراز صانعی پژوهشگر خاور میانه است که در سازمان دیده­بان حقوق بشر بر وضعیت ایران تمرکز دارد. وی را می توانید در توئیتر دنبال کنید: @farazsanei